سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

131

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

داريم وقتى گفته مىشود : هذا مقتل فلان . و مراد مكانى استكه در آن ضرب شديد واقع شده . يا زمانيكه مىگويند : هذا مرقد فلان . و مقصود از آن قبر وى مىباشد معنا براساس تشبيه ضرب بقتل و مرگ به خواب استوار مىباشد يعنى استعاره در مصدر بوده نه در نفس مكان بلكه على التحقيق بايد گفت : [ تقسيم استعاره باعتبار لفظ مستعار ] استعاره در افعال و تمام مشتقاتيكه مقصود از آنها معانى قائم به ذوات بوده تبعيّه مىباشد چه آنكه مصدر دال بر معنائيكه قائم به ذات است مقصود اهمّ بوده و سزاوار است در تشبيه اعتبار و لحاظ شود و اگر اينچنين نمىبود و مقصود اهم از معانى مشتقه ، معانى قائم به ذوات در نظر گرفته نميشد بلكه مراد نفس ذوات مىبود لازمه‌اش آن بود كه الفاظ دالّه بر ذوات ذكر شوند نه معانى قائمه به آنها يعنى صفات . شرح فارسى : توضيح قوله : ان كان اسم جنس الخ : شارح در مطوّل گفته است : مراد از [ اسم جنس ] اسمى است كه بر ذاتى دلالت كند كه بر افراد كثير قابل صدق بوده بدون اينكه وصفى از اوصاف در دلالت مزبور اعتبار و لحاظ شود . قوله : كما فى الاعلام المشتهرة بنوع وصفيّة : مانند استعاره آوردن لفظ [ حاتم ] براى رجل كريم در مثال : رأيت الامس حاتما . در اينمثال لفظ [ حاتم ] علم است ولى در عين حال تأويل باسم جنس ميرود يعنى مىگوئيم مقصود جنس مرد است كه لازمه‌اش كرامت